و برای بودن تصویرم در خودت باج خواستی
از تو دور شدم
از تو دور بودم
مرا ببین بدون کژی و کاستی
![]()
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
شلاق باد بر تن عریان لحظه ها
فریاد یاد تو, من و این قلب نادمم
تنها سکوت بر لب احساس جاری است
ای داد روزگار! ببین من هم آدمم

برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
باید حصار امن دلم پر خطر کنم
باید سوار تندر و طوفان سفر کنم
باید برای وصل تو جان را سپر کنم
اما کجا روم که پر و بال بسته ام!

برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
در اخم کدام جاده گم شد عبور تو
که سال هاست تمام نمی شود این شب پر درد؟
آغوش ناب تو را نابلدان سرکشیده اند
می دانم

برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
گیسوی پریشان شب را
دست کدام عاشق شبگرد
شانه کرده است؟
که می شود از آن
آفتاب چید!

برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
ببین باران چگونه بر حریر شب می لغزد!
همان طور که عشق در میان حرف های تو
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
بر روی موجxad ها
میxad رقصد این شرارهxad ی آتش
در دستxad های باد
میxad خواند او ترانهxad ی شیدایی
این دختر سرکش
![]()
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده
وقتی تمام رابطه درهای بسته بود
قانون من شسکتن قانون زندگی
قانون تو شکستن دلهای خسته بود
برچسب:
نویسنده: نگار میرزاده